«شجاعت حسینی»
بزرگ فلسفهی قتل شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
نه ظلم کن به کسی نِی به زیر ظلم برو که این مرام حسین است و مکتب دین است
حسین مظهر آزادگی و آزادی است خوشا کسی که چنینش مرام و آمین است

1. توماس کارلایل (خاور شناس مشهور انگلیسی) :
بهترین درسی که از تراژدی کربلا میگیریم این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو میشود اهمیتی ندارد . پیروزی حسین با وجود اقلیتی که داشت موجب شگفتی من است .

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به پيشگاه حسين بن على امير المؤمنين عليهما السّلام، از سليمان بن صرد خزاعى و مسيّب بن نجبة و رفاعة بن شدّاد و حبيب بن مظاهر و عبد اللَّه بن وائل و شيعيان ديگرش. سلام خدا بر تو، ستايش مر خداى راست كه دشمن تو و پدرت را در هم شكست،...

امّ الفضل همسر عباس (رضى اللَّه عنهما) می گويد :
در خواب ديدم (قبل از تولّد حسين) كه گوئيا پارهاى از گوشت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله بريده شد و در دامنم افتاد ، خواب را به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله گفتم ، فرمود: رؤياى صادقه است و خواب خوبى است ، بزودى فاطمه پسر بزايد و به تو خواهم داد تا دايهاش باشى . ام الفضل گويد : قصّه آنچنان شد كه پيامبر فرموده بود.

در خلقت ما سِوی سهیم است حسین در نزد خدا ذبح عظیم است حسین
ای غرق گنه بگیر دامانش را زیرا چو خدای خود کریم است حسین

1- ايجاد اخلاق جديد در جامعه مسلمين
يكى از آثار و بركات سيدالشهدا (ع) در بعد اخلاقى - تربيتى اين است كه قيام او باعث گرديد در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جديد بلند نظرانه پديد آيد و نظر انسان را به زندگى خود و ديگران، دگرگون سازد تا بتواند بدينوسيله جامعه را اصلاح نمايد . و به عبارت ديگر، با خودسازى به ديگر سازى نيز بپردازد.

امام حسين عليه السّلام در سال 60 هجرى روز سه شنبه سوم يا هشتم ذيحجه، روز شهادت مسلم از مكّه بيرون شد.
ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى امامى در كتاب دلائل الامامة مىگويد: ابو محمّد سفيان بن وكيع از پدرش وكيع و او از اعمش آورده كه مىگفت : ابو محمّد واقدى و زراره بن خلج به من گفتند...

زيارت سيدالشهدا (ع)
در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصيت و انديشهشان ادامه يافته است . مردان خدا و شخصيتهاى الهى، همانگونه كه در زمان حيات خويش استوانه دين و محور انسانيت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نيز آرامگاه و زيارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضيلت است .

فضيلت و آثار و بركاتى كه براى تربت حسينى است ، براى هيچ تربتى و قطعهاى از قطعات زمين نيست . خاك كربلا قطعهاى از بهشت است كه خداوند قادر متعال به واسطه قدردانى از يك فداكار در راه دين كه تمام هستى خود را فدا كرده ، در آن خاك، بركت و فضيلت و شفا قرار داده است .

- بقاى شريعت اسلام
اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود .

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تاثير بيدارگر و حركت آفرين داشتو خونىتازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آنحماسه،درطول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تاثيراتسياسى اين حادثهدر انديشههاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مىبردند،چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به...

سخنى پيرامون مرقد سيدالشهدا (ع)
اگر چه قبر حقيقى سيدالشهدا (ع) در دلها و قلبهاست كه بناى آن از دوران كودكى در سرزمين دل شيعيان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شريف آن حضرت همواره از آثار و بركات متعددى برخوردار بوده است .
ضريح مقدس و حرم مطهر امام حسين (ع) يادگارى از جان نثارى و فداكارى او و يارانش در راه خدا مىباشد. مرقدى كه جاى عترت آدميان براى ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است كه اين بارگاه شريف و غمانگيز و شور آفرين، همواره زيارتگاه مردم جهان شده و انسانها ، فداكارى و عشق و صفا را از خفتگان اين مرقدهاى شريف ، سرمشق گيرند.

بر هر مسلمان است بوسيله حسين(ع) به اسلام خدمت كند، چون اين بهترين وسيله براى نشر و تبليغ اسلام است، و اين هدف در صورتى عملى مىشود كه بدانيم چگونه از اين نيروى بزرگ استفاده كنيم، زيرا آن قدرت روحى را كه امام(ع) زنده كرد قوىتر از هر نيروئى بود كه عالم بشريت از زمان آدم تا كنون شناخته بود.
اين مقام غير از آن فضيلتى است كه امام(ع)، در مرتبه پنجم معصومين قرار گرفته است، نديديد كه چگونه براى مظلوميت وى مىشود مردم را جمع نمود، و اين كار جز در سايه معنويت امام(ع) امكانپذير نيست؟

چهار مرحله قيام
پس از تاءمل كامل در مدارك تاريخى چنين معلوم مى شود كه قيام امام با تهاجم دستگاه حكومت شروع شده و در چهار مرحله مختلف انجام يافته است :
1- از وقتى كه آن حضرت از مدينه به مكه هجرت فرمود تا وقتى كه به تصميم ماندن در مكه باقى بود.
2- از وقتى كه تصميم گرفت به كوفه برود تا وقتى كه با حر بن يزيد رياحى برخورد كرد.
3- از برخورد با حر بن يزيد رياحى تا شروع جنگ
4- مرحله جنگ .

نهضت امام حسين (ع) مربوط به زمان مخصوصى نبود تا در زمانهاى بعد فراموش شود بلكه يك نبرد حق بر باطل، عدالت بر ظلم، انسانيّت بر وحشىگرى و هدايت بر گمراهى بود، از اين رو تا دنيا برقرار است حسين و جهادش فراموش نشدنى است و هرگاه بين دو گروه حق و باطل پيكارى درگير شود اين خاطره تجديد مىشود.

راه نجات امت
بدون شك مكتب حسينى راه نجات اين امت است ؛ زيرا علت مبقيه دين ، امر به معروف و نهى از منكر است و اين دو به معنى وسيع آنها يعنى تشويق و ترويج معروف و مبارزه با منكرات بستگى پيدا كرده با حسين عليه السلام تا آنجا كه به قول بعضى ها اسلام نبوى الحدوث و حسينى البقاء است .

شروط موفقيت يك پيام
موفقيت يك پيام چند شرط دارد: غناى محتواى خود پيام ، استخدام وسائل مشروع و پرهيز از وسائل ضد، استفاده از متد صحيح ، شخصيت حامل پيام .
بحث ما فعلا درباره دو مطلب است : يكى بحث كل درباره شرايط حامل پيام ، ديگر بحثى شخصى درباره تاءثير شخصيت اهل بيت در تبليغشان ، كه البته دو جنبه دارد، يكى اينكه اسلام را شناساندند، ديگر اينكه مردم را به ماهيت اوضاع آگاه ساختند.

تفاوت اصحاب معاويه و ابن زياد
(عقد در كتاب ابو الشهداء ص 12 مى گويد:) ان الذين انخذعوا او تخادعوا... و الاجام .
چند نكته در اينجا هست (فرق اصحاب معاويه و اصحاب ابن زياد):
الف : بين اصحاب معاويه در صفين و اصحاب يزيد در كربلا فوق بود؛ زيرا معاويه با يك نوع ظاهر سازى آنها را فريب داده بود و آنها را فريب داده بود و آنها خيال مى كردند فقط براى انتقام خليفه مظلوم مى جنگند و هنوز پرده از روى مقاصد معاويه برداشته نشده بود بر خلاف عصر يزيد و دوره يزيد....

- چراغ هدايت و كشتى نجات
روايت شده كه امام حسين (ع) فرمود: «خدمت رسول خدا (ص) شرفياب شدم در حاليكه ابى بن كعب هم آنجا بود. حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: مرحبا به تو ، اى ابا عبدالله ، اى زينت آسمانها و زمين . ابى گفت : چگونه او زينت آسمانها و زمين است در صورتى كه كسى غير از تو چنين نيست؟ حضرت فرمود: اى ابى ، قسم به كسى كه مرا به حق به نبوت مبعوث كرد، حسين بن على در آسمان بزرگتر از روى زمين است، و همانا بر طرف راست عرش الهى نوشته شده است كه او چراغ هدايت و كشتى نجات است »

در دين مقدس اسلام (نماز) در راس همه اعمال و عبادات قرار گرفته است چنانچه خداوند در اوصاف متقين كه بهترين بندگان اويند مى فرمايد:
الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة .
(پرهيزكاران ) كسانى هستند كه به غيب ( آنچه از حس پوشيده و پنهان است ) ايمانمى آورند و نماز را بر پا مى دارند.
اين عبادت از آن چنان اهميتى برخوردار است كه نه تنها در دين اسلام بلكه در اديان گذشته و در شرايط انبياى پيشين نيز در راس همه برنامه ها و عبادات بوده است و لذا حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند براى خود و ذريه اش توفيق اقامه نماز را درخواست مى كند و مى گويد:
(رب اجعلنى مقيم الصلوة و من ذريتى ...).
يكى از خصوصيات قيام حسين بن على عليه السلام و از پيامهاى عاشورا اين است كه آن حضرت على رغم قلت ياران و كثرت دشمنانش كه بايد طبق محاسبات ظاهرى به هر نحو ممكن ، اصحاب و ياران خويش را براى كمك و ياريش دعوت و تشويق و در صورت نياز از جايگاه ولايت و امامت ، آنان را مجبور و ملزم نمايد، ولى برخلاف اين روش ، آن حضرت در موارد مختلف ، گاهى به طور عموم و گاهى به طور خصوص ، به آن اجازه انتخاب كارزار يا ترك آن را داده و حتى نزديكترين اهل بيت خويش را نيز در اين انتخاب نمودن مسير دلخواه و مورد نظرشان ، مخير نموده است .

پر روشن است كه بين ظواهر و مقاصد ارتباط شديدى وجود دارد و در روايت هم آمده است:
مردم را به غير زبان يعنى رفتار و كردار صادقانه خويش به سوى خوبيها دعوت كنيد.
بنابر اين لازم است در عزاداريها به هر شكلى است صاحبان مجالس با كارگران، مستمعين شركتكنندگان و رؤساء و سايرين آنچه را اسلام واجب دانسته مثل: (انجام واجبات و ترك محرمات) و آنچه مستحب است مانند: (اخلاق فاضله، و نظافت مجالس از آلودگيها و چيزهاى تنفرآميز) كاملا رعايت كنند.

ابن زياد درميان اعوان و انصار خود با كمال كبر وغرور بر دنياي خويش تكيه زده و منتظر ورود اسراء ميباشد.
به امر او اسراء و سرهاي بريده را وارد و در برابر او قرار دادند و او مستانه قهقهه ميزد....
مىگويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن نمىگيريم؟
چرا گريه مىكنيم؟ آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟ گريه زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است. گريه تجلى طبيعى يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك اندوه مىباشد يكى از دانشمندان غرب مىگويد: «انسانى كه هرگز نمىگريد و گريستن را نمىداند احساس انسانى را فاقد است».
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ(39)
گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمين در نظر آنها زينت مىدهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (39)
امام صادق عليه السلام فرمودند:
مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد،...
در حديث است (نفس المهموم، ص 30) که رسول خدا درباره امام حسين عليه السلام فرمود: کاني به وقد استجار بحرمي و قبري فلا يجار، و يرتحل الي ارض مقتله و مصرعه ارض کرب و بلاء، و تنصره عصابه من المسلمين، اولئک ساده شهداء امتي يوم القيامه؛ گويا او را مي بينم که به حرم و قبر من پناهنده شده، ولي او را پناه ندهند، و به سرزمين قتلگاه و شهادت خود کوچ مي کند، سرزمين اندوه و گرفتاري. و گروهي از مسلمانان او را ياري مي دهند که قيامت سروران شهيدان امت منند. (1)
پاورقي
(1) بحارالانوار، ج 44، ص 298.
مكتب معرفت
قال ابو الحسن موسى بن جعفر(عليه السلام)
أدنى ما يثاب به زائر ابى عبد الله (عليه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.
به دنبال طرح موضوع آگاهی حضرت امامحسین (ع) از سرنوشتحرکت و نهضتخویش و شبههای که یکی از نویسندگان در تحلیل حرکتحضرت و علم ایشان به سرانجام شهادت ایجاد کرده بود و پیرو پرسشهایی که برخی روحانیون در این خصوص از محضر علامه سید محمد حسین طباطبایی «قدس سره» کردند، ایشان رسالهای کوتاه را در باره علم امام نوشتند و در آن زمان منتشر شد.
ادوارد براون مستشرق انگليسي
او در مورد مصيبت بزرگ کربلا مي گويد: «آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخني به گوش مي رسد، مالا مال حزن و اندوه نگردد؟ حتي غير مسلمانان هم نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در برداشت انکار کنند.»
آخوند ملا محمّد كاظم هزارجريبى (رضوان الله عليه ) فرمود: شنيدم از آقا ميرزا محمّد شهرستانى كه عالم جليل القدرى بود كه بر جنازه سيد بحرالعلوم نماز خواند فرمود:
من در اوايل جوانى مجاورت زمين كربلا را اختياركرده بودم رفيقى داشتم صالح و متقى ، مجاور نجف اشرف بود، از اهل خاتون آباد، اسمش حاج حسن على بود مكرر مرا تكليف مى كرد به نجف بروم و در آنجا مجاورت نمائيم ، زيرا در كربلا قساوت مى آورد و مجاورت در نجف به مراتب بهتر است ، تا شبى خواب ديدم در رواق حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى باشم و همان رفيقمان حاج حسن على هم آنجا بود و بر من مجاورت كربلا را باز انكار مى كرد.
ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ(60)
(آرى،) مطلب چنين است! و هر كس به همان مقدار كه به او ستم شده مجازات كند، سپس مورد تعدى قرار گيرد، خدا او را يارى خواهد كرد يقينا خداوند بخشنده و آمرزنده است! (60)
اهل بيت رسول خدا را به ريسمان بسته و برمحفل شرك وعصيان، دربار طاغوت زمان، يزيد، وارد نمودند. امام سجاد (ع) از جسارت دشمن خدا بر اهل بيت بر آشفت و فرمود: اي يزيد! چه فكر ميكني؟ اگر جدمان رسول خدا در اين وضع و حال ما را مشاهده نمايد، چه ميكني؟
حسين عليه السلام در شرايط سخت ناگوار با همراه کودکان و همسرو خواهران خويش در محاصره دشمن خشن قرار گرفت. ...
وجه تمايز شيعيان جهان در طول تاريخ اسلامي با ديگر مسلمانان الگوپذيري از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن اين رهروان راستين شريعت محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ و عشق و ايمان حقيقي به اين مشعلان فروزان جامعه بشري بوده است.
جرج زيدان در مورد امام حسين کتاب فاجعه کربلا را تأليف نموده است . زيدان دراين کتاب با مراجعه به کتب معتبر و موثق ، مختصري از تاريخ صدر اسلام و حوادث عاشورا را تا ورود اسيران کربلا به شام آورده است که دراين جا به حضور اسيران در برابر يزيد اشاره مي گردد:
در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:
روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .
ستاره سرخ محشر:
قال على بن الحسين (عليه السلام):
تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيد الشهداء و سيد شباب اهل الجنة.
مىگويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مىكنيد آنگاه بر كسى اشك مىريزد كه صدها سال پيش در گذشته است و بر مزارهايى سفر مىنماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمىباشد؟!
در پاسخ مىگوئيم :«چنانكه گفتهاند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصهاى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اين رو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مىدهند(1)
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ(2) وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3) وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ(4) وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ(7) وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ(8) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ(9) أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ(10) الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(11)
.: Weblog Themes By Pichak :.